
برخي هنوز هم مي پرسند چرا آقاي گل آسيا در فهرست 50 نفره تيم ملي قرار نگرفت. خودت انتظارش را داشتي؟
هنوز هم باور نکرده ام . شما بگوييد وقتي من بدون حتي يک بازي ملي و با وجود مصدوميت طولاني در ميان 7بازيکن برتر آسيا قرار مي گيرم ، لايق قرار گرفتن بين 50بازيکن ايران نيستم ؟ باور کنيد وقتي فهرست تيم ملي اعلام شد از فوتبال متنفر شدم . آنها تلاش مرا بي ارزش جلوه دادند. ناراحتي ام زماني بيشتر مي شد که مي ديدم مربي چندين ساله ام نفرات را انتخاب کرده و من از غريبه ضربه نخورده ام . فقط دوست دارم بگويد ديگر چه کار بايد مي کردم تا نظرش جلب شود.
از منصور ابراهيم زاده نپرسيدي؟
جاي سوال باقي نمانده بود. کارنامه من روشن است . تازه يک اتفاق جالب هم افتاده بود. بصيرت ، سرپرست تيم 2روز پيش از اعلام فهرست 50نفره به من گفت تو به همراه عقيلي ، محمدي ، بنگر و حاج صفي به تيم ملي دعوت شده اي ، ولي از آن جمع که اسم برده بود فقط نام من در فهرست نبود.
يعني تو را خط زده بودند؟
از بصيرت که پرسيدم اظهار بي اطلاعي کرد. فقط خدا مي داند پشت پرده چه اتفاقي افتاده است.
مشکلي يا دلخوري خاصي با ابراهيم زاده در سپاهان نداشتي؟
به هيچ عنوان . من با هيچ مربي اي دچار مشکل نبوده ام
پس بايد سليقه مربي تيم ملي را قبول کني . اين طور نيست؟
اين حرف را قبول ندارم . بيش از 2 سال است که با ابراهيم زاده کار مي کنم . دلم مي خواهد اتفاقات بازي با صباباتري در فينال جام حذفي را به ياد ايشان بياورم..
لوکا به دليل حضور در مراسم عروسي دخترش به کرواسي رفته و تيم در اختيار ابراهيم زاده بود. من به دليل مصدوميت در 3جلسه پاياني تمرين هاي پيش از بازي شرکت نداشتم ؛ ولي ابراهيم زاده اصرار کرد که من بازي کنم . با آن پاي مصدوم به حرف مربي ام گوش دادم . خودش مي داند چه دردي را تحمل مي کردم و چه زجري کشيدم . چطور آن زمان سليقه ايشان مرا مي پسنديد؟ خودش را يک لحظه جاي من بگذارد تا درک کند چه مي گويم . او با زندگي ورزشي ام بازي کرد. به حدي نااميد شده بودم که نمي خواستم در ادامه بازي هاي ليگ شرکت کنم . به هر حال من هم خدايي دارم.
سال فوتبالي عجيب و غريبي را سپري کردي . از يک طرف درخشش در آسيا و از طرفي اتفاقات تيم ملي. در مجموع چطور بود؟
بعد از عيد شروعي خيلي خوبي داشتم . گلزني در ليگ قهرمانان آسيا پس از روزهاي سياه در ليگ برتر مرا احيا کرد، اما خودم به استقبال اتفاقات تلخ و ناخوشايند رفتم . در واقع با پاي خودم به مسلخ رفتم.
چطور؟
پس از آن که سپاهان به مرحله نهايي ليگ قهرمانان صعود کرد، دچار مصدوميت شدم . بازي هاي ليگ برتر به پايان رسيده بود و فقط 3ديدار پاياني جام حذفي باقي بود. من هم ديگر با سپاهان قراداد نداشتم.
در آن مقطع بايد 2هفته استراحت مطلق مي کردم تا مصدوميتم تشديد نشود، اما براي بازي با پرسپوليس شرايط تيم به هيچ عنوان مطلوب نبود. عماد رضا و محمد نوري مصدوم بودند و شفيعي را هم لوکا اخراج کرده بود. نتوانستم مثل بازيکنان بي تعصب و خودخواه به تيم پشت کنم و به استراحت بپردازم . با زانوي ورم کرده 120دقيقه مقابل پرسپوليس و 180دقيقه مقابل صباباتري دويدم . 300دقيقه روي زانوي آسيب ديده ام فشار آوردم که حاصل آن 4ماه خانه نشيني بود.
ولي مي شود گفت تو به خاطر گلزني و رسيدن به موفقيت هاي شخصي بازي کردي.
در همان مقطع که سپاهان درگير جام حذفي بود، به رقابت هاي غرب آسيا نزديک مي شديم . مي توانستم با استراحت براي حضور در آن رقابت ها آماده شوم تا شانس خودم را براي رسيدن به تيم ملي و شرکت در جام ملت هاي آسيا افزايش دهم ؛ ولي وقتي ديدم سپاهان به من نياز دارد، به خودم فکر نکردم.
و تاوان آن را هم دادي؟
خودم خواسته بودم و گله اي هم نداشتم . ناراحتي من عدم حمايت لازم در دوران مصدوميتم بود. بعضي ها فراموش کرده بودند سيدصالحي براي چه و چگونه مصدوم شده است . در همان روزها خبر رسيد در ميان 50بازيکن برتر آسيا قرار گرفته ام . 2هفته بعد، اسامي 30بازيکن برتر آسيا اعلام شد و من بدون انجام حتي يک بازي ملي در آن فهرست قرار داشتم ؛ اتفاقي بي نظير در فوتبال ايران ! همان خبرهاي خوش باعث شد خيلي زودتر به فوتبال بازگردم . روزهاي خوبم با قرار گرفتن در ميان 7بازيکن برتر آسيا تکميل شد. جواد نکونام به دليل درخشش در تيم ملي و از تيم اوساسوناي اسپانيا و سيدصالحي براي چند بازي آسيايي و از کنج خانه اش.
و بعد بازي فينال ليگ آسيا فرا رسيد. کمتر کسي فکر مي کرد لوکا به تو ميدان ندهد. چه شد؟
پس از دوري 4ماهه ، آماده شده بودم . در بازي رفت مقابل «اوراوا» هم پاس گل دادم . در بازي برگشت بوناچيچ گفت : به من گفته اند آماده نيستي .. ولي مگر نظر نهايي را سرمربي نمي دهد؟! انتظار داشتم دست کم در نيمه دوم مرا به ميدان بفرستد؛ اما چنين نشد!
شانس آوردي که جنگ آقاي گلي را به پونته نباختي او در ميدان بود و تو روي نيمکت ، قبول نداري؟
کاملا روي نيمکت خيلي حرص خوردم . البته براي جامي که از دست مي رفت و نه براي عنوان آقاي گل ! باور کنيد حتي نمي دانستم پونته چند گل زده است . اما بزرگترين و دست نيافتني ترين عنوان براي سپاهان پيش چشمانم از دست مي رفت و از من کاري برنمي آمد. به هر حال ، در پايان بازي مرا به جايگاه فراخواندند و کفش طلا را به من دادند.
ولي پونته هم 5 گل زده بود.
من از 12 بازي ليگ آسيا تنها در 6بازي به ميدان رفتم و 5 گل به ثمر رساندم . پونته اما در 12 بازي 5 گل زده بود. وقتي روي جايگاه قرار گرفتيم ، او کفش طلا را به من داد و گفت : «حق شماست.
در آن لحظه خوشحال بودي يا ناراحت؟ به هر حال سپاهان قهرمان نشده بود، اما تو آقاي گل بودي.
احساس عجيبي بود. حاضر بودم آن کفش طلا را بدهم ، در عوض چند دقيقه فرصت بازي داشته باشم و به تيم کمک کنم تا «اوراوا» را شکست دهيم . به هر حال ، وقتي در جايگاه ويژه بودم ، تمام آن اتفاقات ناراحت کننده مثل فيلم از ذهنم مي گذشت . آن دشنام هايي که تماشاگرنماهاي اصفهاني نثارم کرده بودند، در گوشم بود.
اتفاقاتي که پس از گل نزدنت در چند بازي ليگ رخ داده بود؟
بله . بوناچيچ در بازي هاي ليگ از من در پست هاي غيرتخصصي استفاده مي کرد. من به عنوان مدافع راست و چپ و هافبک دفاعي و نفوذي بازي مي کردم و وظيفه داشتم براي مهاجمان تيم فرصت گلزني ايجاد کنم ، ولي عده اي بدون توجه به اين مسائل مرا تخريب مي کردند. خيلي برايم حاشيه درست کردند و طعنه هاي زيادي شنيدم . يادم است در پايان يکي از بازي هاي خانگي آنقدر فحش شنيدم که در رختکن گريه کردم . دلم براي آن 6سال تلاش صادقانه مي سوخت . من هميشه با تمام وجود براي سپاهان بازي مي کردم و سزاوار آن برخوردها نبودم ، اما خدا مرا دوست داشت و عزت داد.
فکر نمي کني عده اي شيطنت مي کردند؟
نمي توانم چيزي بگويم . چيزهايي به چشم ديدم که گفتني نيست . به هر حال آن روزها تمام شده و نبش قبر هم چيزي را درست نمي کند. من هيچ گاه از سختي ها فرار نکردم . زماني که با فرهاد کاظمي به سپاهان آمدم ، روزهاي سختي را پشت سر گذاشتم . تيم در سال اول قهرمان شده بود و مهاجمان بزرگي مثل خطيبي ، بزيک و محمود کريمي در تيم حضور داشتند. پيش از آغاز فصل دوم ، کاظمي يک روز پرسيد: «با توجه به شرايط مي ماني يا مي روي ؟» من هم جواب دادم : «از چيزي نمي ترسم ». ماندم و جنگيدم . مي خواستم حقم را بگيرم . در آن فصل از رسول و ادموند بيشتر بازي کردم . در اين فصل هم روزهاي وحشتناکي را گذراندم . روزي که از رختکن به گريه افتادم ، به خودم گفتم يا دهان آنها را مي بندم يا فوتبال را کنار مي گذارم.
و آقاي گل آسيا شدي. چرا دوباره در سپاهان ماندي؟
در پايان مرحله نهايي ليگ آسيا، از 3تيم اماراتي پيشنهاد داشتم . پول خوبي هم مي دادند، ولي لگد به بخت خودم زدم . همسرم مي گفت با خودت و زندگي ات اين کار را نکن ، ولي بي تعصبي در خون من نيست . 6سال براي سپاهان زحمت کشيده بودم و از اين تيم صاحب نام شده بودم . نمي توانستم در آن مقطع حساس تيم را رها کنم و بروم دنبال يک مشت دلار.
برخي مي گفتند سپاهان در بازي برگشت فينال ليگ آسيا مي توانست حريف ژاپني را شکست دهد. تو چه نظري داري؟
معتقدم تيم کاوازاکي که به وسيله سپاهان حذف شد، به مراتب قدرتمندتر از اوراوا بود، اما لوکا در بازي برگشت فينال ، تيم را محتاطانه به ميدان فرستاد، در حالي که ما با تساوي بدون گل هم حذف مي شديم . از طرفي پس از اين که گل اول را دريافت کرديم ، بايد به آب و آتش مي زديم . شکست يک بر صفر يا 10بر صفر تفاوتي نداشت . واقعا نمي دانم چرا لوکا تيم را با 3مهاجم به جنگ حريف نفرستاد. باور کنيد اوراوا از سپاهان ترسيده بود. در دقايق ابتدايي همين هراس آنها باعث شد صاحب چند فرصت ايده آل شويم . اگر کريمي از ابتدا در ترکيب قرار مي گرفت ، چه بسا در همان نيمه اول کار را تمام مي کرديم . زماني هم که عماد رضا مصدوم شد، اگر نمي خواست مهاجم بلند قامتي مثل من را وارد کند، بايد يک مدافع به زمين مي فرستاد و عقيلي يا بنگر را جلو مي برد. لوکا در حالي به توپ هاي بلند دل بسته بود که قد کريمي تا کمر مدافعان ژاپني هم نمي رسيد. هنوز هم مي گويم اگر لوکا احتياط را کنار مي گذاشت و از ابتدا با 3مهاجم بازي مي کرديم ، جام به اصفهان مي آمد. خيلي حيف شد.!
بوناچيچ پس از بازي گفت اگر واشنگتن مهاجم حريف را داشت سپاهان را قهرمان مي کرد؟
به هر حال نظرش را گفته و بايد به آن احترام گذاشت ولي بي انصافي بود که او شاگردانش را نبيند. معتقدم هم ما بايد قدرشناس لوکا باشيم و هم او قدر بازيکنان خوبش در سپاهان را مي دانست.
واقعا لوکا عصباني بود؟
او خيلي به نظم و انضباط تاکيد داشت . توجهي هم به نام ها نمي کرد. پس از حضوري چهارساله در فوتبال ايران مي دانست چه برخوردي درست است . فکر مي کنم ما بازيکنان ايراني عادت کرده ايم راحت باشيم و براي همين حرفه اي گري برخي مربيان را سختگيري مي دانيم.
و سرانجام لوکا از سپاهان رفت.
واقعا حيف شد. فوتبال ايران مربي بزرگي را از دست داد. من که خودم را مديون او مي دانم.
سپاهان با بوناچيچ دوره اي طلايي را تجربه کرد و به يک تيم بين المللي بدل شد.
برخي مي گويند سپاهان بدون لوکا به مشکل مي خورد، قبول داري؟.
نه . سپاهان صاحب مجموعه کاملي است که هر مربي آرزوي داشتنش را دارد.
هر چند با جدايي يک مربي آن هم در ميانه راه به طور طبيعي مشکلاتي پيش مي آيد، اما سپاهان راهش را ادامه مي دهد.
مي گويند اين اواخر لوکا با مشکلات حاشيه زيادي دست و پنجه نرم مي کرد و به نوعي ادامه حضورش در اصفهان ممکن نبود.
در اين خصوص حرفي ندارم . من يک بازيکن هستم و نمي توانم در هر زمينه اي صحبت کنم .از طرفي موافق نيستم حالا که بوناچيچ رفته در مورد او حرف هايي بزنيم . به هر حال لوکا نمي تواند از خودش دفاع کند و اين ، منصفانه نيست.
سيدصالحي به سقف پيشرفت در سپاهان نرسيده؟ نمي خواهي حضور در تيم ديگري را تجربه کني؟
تا پايان نيم فصل سال آينده با سپاهان قرارداد دارم که البته مشروط است . شايد در پايان قراردادم از تيم جدا شوم ، ولي هنوز تصميم نگرفته ام.
استقلال يا پرسپوليس؟
من پرسپوليسي بودم . چون در محله عارف بزرگ شدم که محله علي پروين است . البته در تيم اميدهاي استقلال بازي کرده ام . در اين چند سال هم هر گاه با پيشنهاد اين دو تيم روبه رو شدم نتوانستم از شرايط خوبم در سپاهان بگذرم.
يعني پول عامل ماندنت در اصفهان نبود؟
درصدي هم به مسائل مالي مربوط مي شد. به هر حال من سرمايه دار نيستم که به خاطر دلم تصميم بگيرم . خودتان بگوييد با پيراهن پرسپوليس يک کيلو برنج را مجاني مي دهند؟
بدون توجه به قراردادت با سپاهان ، هنوز به اين تيم تعصب داري؟
وقتي جزو 7بازيکن برتر آسيا شدم باشگاه يک تقدير و تشکر خشک و خالي هم نکرد. حتما جواب پاسخ منفي من به الاهلي و العين امارات اين است ديگر! اما يک چيز را فراموش نکنيد. پولي که من از سپاهان مي گيرم حاصل زحمات و زجرهاي کارگران کوره فولاد است . شرايطي که من يک ساعت آن را هم نمي توانم تحمل کنم . دست تک تک آنها را مي بوسم و به عشق آنها گل مي زنم . دلم مي خواهد پولي که مي گيرم حلال باشد. براي همين با تمام وجود بازي مي کنم.
حضورت در تيم عجمان امارات در مراحل پاياني بود، چه شد که منصرف شدي؟
با وجود آن که براي سه ماه ، 150ميليون مي دادند، اما وقتي با چند دوست خوب و آگاه مشورت کردم ديدم درست مي گويند. نبايد خودم را کوچک کنم ، چرا که حق آقاي گل آسيا حضور در ليگ دسته دوم امارات نيست.
ديدم شان من بالاتر از پول است . حتي ويزايم صادر شده بود و اماراتي ها تبليغ فراواني کرده بودند ولي در آخرين لحظه منصرف شدم.
سقف آرزوهاي سيدصالحي؟
مي خواهم حقم را در فوتبال ملي بگيرم . وقتي در فينال آسيا مقابل «اوراوا» نيمکت نشين شدم ، به خودم گفتم حتما تقدير اين است . شايد بازي مي کردم و با يک مصدوميت مجدد فوتبالم تمام مي شد. شايد جنبه اش را نداشتم . به خودم مي گويم خيلي ها از نظر فني از من بهتر بودند اما خدا به من نيرويي داد که آقاي گل آسيا شدم . وقتي دايي را مي بينم انگيزه ام بيشتر مي شود. او در 26سالگي به تيم ملي رسيد و کاري کرد که امثال فرشاد پيوس و ديگر مهاجمان به ظاهر بهتر از او نتوانستند انجام دهند. همان علي دايي که براي تيم ملي گل مي زد و بعد در ورزشگاه ها فحش مي خورد. معتقدم بايد مجسمه او رااز طلا بسازند. خارجي ها بيش از ما قدر او را مي دانند.
با توجه به گذشت چند هفته از نيم فصل دوم به نظرت چه تيمي قهرمان مي شود؟
سپاهان با وجود جدايي لوکا، نيم فصل دوم را خوب شروع کرده و با وجود کسر 5 امتياز، همچنان مدعي اصلي قهرماني است . پرسپوليس ، استقلال و صبا هم در کورس قرار دارند. بايد تا روز آخر ليگ منتظر باشيد.
وقتي خبر کور شدن آن سرباز بي گناه را شنيدي چه احساسي پيدا کردي؟
باور کنيد از اين که فوتباليست هستم بيزار شدم . به خودم لعنت فرستادم که شغلم باعث تباه شدن زندگي يک انسان شده است . من يک گله بزرگ دارم از آنهايي که مسوول چيدن تماشاگران بودند. نبايد هواداران دو تيم را کنار هم مي نشاندند.
يعني تماشاگر هر کاري که مي تواند بايد انجام دهد؟
آنها تماشاگر نيستند. بايد تمام خاطيان و سهل انگاران را به اشد مجازات برسانند. اين ضايعه را با 500ميليارد هم نمي شود جبران کرد. اي کاش در آن بازي 10گل مي خورديم ولي آن اتفاق نمي افتاد....