باخت سپاهان در دومین بازی در جام باشگاه های آسیا

 

ای کاش لوکا در بین فصل نمی رفت،ای کاش شاه حسینی ای وجود نداشت،ای کاش تماشاگران اصفهان بهانه ای به کمیته اضباطی نمی دادند،ای کاش فوتبال ایران بیشتر از دو قطب داشت،ای کاش نویدکیا و کریمی مصدوم نبودند و ای کاش...

باز هم یک باخت دیگر برای سپاهان و، وی یرا.وقتی که سپاهان 2 بر صفر از حریفش کرووچی یا کروفچی یا کوروچی یا... عقب افتاد نمی دانم چرا وی یرا کاری نکرد به قول چراغپور کارشناس داوری کپ کرد و انگار اصلا مربی روی نیمکت سپاهان نبود، نمی دانم چرا از همان اول بازی با توجه به نتیجه ای که در بازی قبل گرفته بود آنقدر سرد بازی را شروع کرد و بی هیچ حمله ی جدی. اگر در تابستان این مرد برزیلی به سپاهان می آمد، می شد بهتر با تیمش خو بگیرد و اگر لوکا نمی رفت و تا آخر فصل می ماند... ،البته وقتی که دید شاه حسینی که آخرین بار است که اسمش را در این وبلاگ می بینید 5 امتیاز کم کرد و ... تصمیم گرفت به خطه ی عرب ها برود! باور کنید این ها هیچ کدام بهانه  ای برای باخت سپاهان نیست،درست،سپاهان بد بازی کرد اما نمی شود گفت که این محرومیت ها و ... روی آنها اثر گذاشته و بی تردید هم اثر گذاشته.

 

در این بازی هم سپاهان مثل چند بازی اخیرش سرد و بی روح بازی را آغاز کرد و در پایان بازی کمی به خودش آمد. جای دارد که اشاره کنم گل اول تیم کرووچی کاملا خطا بود و بازیکنان این تیم گل تیمش را با خطایی واضح به ثمر رساند که این گل را هم اگر نمی خوردیم می توانستیم با روحیه ای بهتر بازی را دنبال کنیم، ولی شانس هم با سپاهان نبود.

در طول بازی  هم دروازه ی تیم کرووچی چند بار بوسیله ی حسین کاظمی که خیلی شوت خوبی زد در یکی از صحنه ها و عمادرضا بوجود آمد.

سپاهان باید در بازی بعدی به مصاف تیم الاتحاد عربستان برود تیم که 2 بار قهرمان آسیا شده البته عنوان به هیچ تیمی رحم نکرده و ما و تمام سپاهانی ها امیدواریم تیم اول آسیا شایستگی خود را برای این مقام نشان دهد تا نزولی رخ ندهد ، سپاهان هنوز هم امید بسیار برای صعود دارد.با آرزوی سالی خوش برای شما و موفقیت سپاهان در بازی بعدی 23 فروردین در ورزشگاه فولادشهر.

 

شروع بد برای سپاهان در جام باشگاه های آسیا

                                               سید صالحی در جدال با بازیکن سوری   

اولین قدم را در جام باشگاه های آسیا سپاهان د برداشت و 2 بر صفر مغلوب الاتحاد سوریه شد،البته هنوز 5 بازی دیگر مانده.

سپاهان بازی را در دقایق ابتدایی متعادل شروع کرد ولی از دقیقه ی 5 به بعد با پاس های فوق العاده اشتباه بازیکنانش نشان از بی انگیزگی وخستگی در این بازی را می داد،مسلما هر تیم با این آمار پاس های اشتباه ضرر هم میکند،که سپاهان هم شامل آن شد و در دقیقه ی 19 محسن بنگر با خطا روی بازیکن سوری یک گل به تیم الاتحاد داد و در ازای آن هم کارت قرمز گرفت! گومز از پشت محوطه ی جریمه ی سپاهان ضربه ی ایستگاهی را زد و با برخورد به دست عباس محمدی به داخل دروازه رفت، ای کاش محمدی کمی زودتر پرش را انجام می داد تا آن ضربه تبدیل به گل نمی شد. سپاهان هم که تا آن لحظه پر اشتباه بازی کرده بود به همین روند تا پایان نیمه ی اول ادامه داد البته در پایان این نیمه کمی بهتر بازی کرد و 2 موقعیت جدی و خوب را روی دروازه ی حریف ایجاد کرد.

در نیمه ی دوم سپاهان با نیمه ی اول فرق کرده بود و خیلی خوب بازی می کرد و بازیکنان هم خوب همدیگر را پیدا می کردند و البته موقعیت های بسیار جدی را هم روی دروازه ی الاتحاد ایجاد کرد. در نیمه ی دوم سوری ها کاملا عقب کشیده بوند و به توپ های هوایی رو آورده بودند تا در ضد حملات چیزی نصیبشان شود، سپاهان هم از گوش چپ تیم الاتحاد وارد محوطه ی جریمه ی این تیم مشد که بیشتر این موقعیت ها را عمادرضا و ابوالهیل رقم زدند و البته با خودخواهی هم آنها را خراب کردند اگر این توپ ها گل می شد دیگر سپاهان هم نمی باخت.

البته هنوز امید بسیاری داریم که از گروه خود صعود کنیم، کی از شانس هایی هم که آوردیم تساوی کروچی ازبکستان  با الاتحاد عربستان بود که اگر یکی از این تیم ها بازی را مقابل دیگری می برد 2 تیم 3 امتیازه می شدند ولی حالا الاتحاد و کروچی 1 امتیازی اند.

از دیگر نتایج این بازی ها هم تیم کاشیما ی ژاپن با نتیجه ی 9 بر 1  حریف تایلندی خود را شکست داد.

از حواشی بازی هم اینکه خبرنگاران نشست خبری را تحریم کردند،بدلیل اینکه ناظر کنفدراسیون فوتبال آسیا گفته بود که خبرگاران در صورت ترک ورزشگاه دیگر حق بازگشت ندارند، یکی از شبکه های تلویزیونی به دلیل جا ماندن وسایلش مجبور به ترک ورزشگاه شد ولی هنگامی که برگشتند دیگر اجازه ی ورود را نداشتند و این مساله باعث درگیری میان خبرنگاران و مسئولان شد.

  

 

                                                                                

هنوز هم باور نکرده ام . شما بگوييد وقتي من بدون حتي يک بازي ملي و با وجود مصدوميت طولاني در ميان 7بازيکن برتر آسيا قرار مي گيرم ، لايق قرار گرفتن بين 50بازيکن ايران نيستم ؟ باور کنيد وقتي فهرست تيم ملي اعلام شد از فوتبال متنفر شدم . آنها تلاش مرا بي ارزش جلوه دادند. ناراحتي ام زماني بيشتر مي شد که مي ديدم مربي چندين ساله ام نفرات را انتخاب کرده و من از غريبه ضربه نخورده ام . فقط دوست دارم بگويد ديگر چه کار بايد مي کردم تا نظرش جلب شود.

از منصور ابراهيم زاده نپرسيدي؟

جاي سوال باقي نمانده بود. کارنامه من روشن است . تازه يک اتفاق جالب هم افتاده بود. بصيرت ، سرپرست تيم 2روز پيش از اعلام فهرست 50نفره به من گفت تو به همراه عقيلي ، محمدي ، بنگر و حاج صفي به تيم ملي دعوت شده اي ، ولي از آن جمع که اسم برده بود فقط نام من در فهرست نبود.

يعني تو را خط زده بودند؟

از بصيرت که پرسيدم اظهار بي اطلاعي کرد. فقط خدا مي داند پشت پرده چه اتفاقي افتاده است.

مشکلي يا دلخوري خاصي با ابراهيم زاده در سپاهان نداشتي؟

به هيچ عنوان . من با هيچ مربي اي دچار مشکل نبوده ام

پس بايد سليقه مربي تيم ملي را قبول کني . اين طور نيست؟

اين حرف را قبول ندارم . بيش از 2 سال است که با ابراهيم زاده کار مي کنم . دلم مي خواهد اتفاقات بازي با صباباتري در فينال جام حذفي را به ياد ايشان بياورم..

لوکا به دليل حضور در مراسم عروسي دخترش به کرواسي رفته و تيم در اختيار ابراهيم زاده بود. من به دليل مصدوميت در 3جلسه پاياني تمرين هاي پيش از بازي شرکت نداشتم ؛ ولي ابراهيم زاده اصرار کرد که من بازي کنم . با آن پاي مصدوم به حرف مربي ام گوش دادم . خودش مي داند چه دردي را تحمل مي کردم و چه زجري کشيدم . چطور آن زمان سليقه ايشان مرا مي پسنديد؟ خودش را يک لحظه جاي من بگذارد تا درک کند چه مي گويم . او با زندگي ورزشي ام بازي کرد. به حدي نااميد شده بودم که نمي خواستم در ادامه بازي هاي ليگ شرکت کنم . به هر حال من هم خدايي دارم.

سال فوتبالي عجيب و غريبي را سپري کردي . از يک طرف درخشش در آسيا و از طرفي اتفاقات تيم ملي. در مجموع چطور بود؟

بعد از عيد شروعي خيلي خوبي داشتم . گلزني در ليگ قهرمانان آسيا پس از روزهاي سياه در ليگ برتر مرا احيا کرد، اما خودم به استقبال اتفاقات تلخ و ناخوشايند رفتم . در واقع با پاي خودم به مسلخ رفتم.

برای خواندن بقیه ی مصاحبه روی ادامه ی مطلب کلیک کنید: 

ادامه نوشته

بیوگرافی الیور کان

الیور کان کاپیتان و بازیکن کنونی بایرن مونیخ است.کان یکی از بهترین دروازه بانان تاریخ فوتبال جهان است.کان که هوادارن او لقب King یا سلطان را به او داده‌اند تنها دروازه بانی است که به عنوان بهترین بازیکن جام جهانی رو از آن خود کرده‌است

الیور کان نامی که هر فوتبال دوستی پس از شنیدن نام او به یاده بایرن مونیخ و لحظه مهار پنالتی او در سن سیرو و در فینال جام باشگاهای اروپا می‌افتد٫جایی که بایرن مونیخ و هواداران بیشمار این تیم به خاطر هنرنمایی الیور کان پس از سال ۱۹۷۶ یک بار دیگر پس از ناکامی تلخ فینال سال ۱۹۹۹ طعم قهرمانی در جام باشگاهای اروپا را چشیدند.اما روز گذشته یعنی پانزدهم ژوئن روز تولد این فوتبالیست و چهره مطرح فوبتال آلمان و جهان بود.الیور کان سی و هفت ساله شد.ابتدا نگاهی به بیوگرافی او خواهیم داشت و سپس افتخارات بیشمار او.

الیور کان متولد پانزدهم ژوئن ۱۹۶۹ در شهر کالسروهه در جنوب آلمان و در نزدیکی شهر اشتوتگارت است.او از همان دوران کودکی رو به ورزش فوتبال آورد و در تیم نوجوانان کالسروهه مشغول به بازی شد.او هرگز به تیم ملی جوانان دعوت نشد.سپس او از سال ۱۹۹۰ کار خود را در بوندس لیگا آغاز کرد و در سطح اول فوتبال آلمان شروع به فعالیت کرد.او با بازیهای خود و نوع خاص دروازه بانی اش همه را در آن مقطع زمانی در لیگ آلمان متعجب کرد.تا اینکه در نهایت برای حضور در رقابتهای جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا به تیم ملی آلمان دعوت شد.اما سنگربان اول آلمان‌ها در آن سالها بدو ایگنر بود و کان هرگز نتوانست در جام هانی ۱۹۹۴ آمریکا به میدان برود.اما پس از بازگشت از جام جهانی و در شرایطی که مدت زمانی به آغاز فصل جدید بوندس لیگا باقی نمانده بود او در آغاز فصل ۹۵-۱۹۹۴ با پیشنهاد باشگاه باواریایی بایرن مونیخ مواجه شد و بی درنگ از باشگاه کالسروهه که از دوران کودکی در آن عضویت داشت به سمت مونیخ حرکت کرد و به قرمزهای باواریا پیوست.

افتخارات

همراه تیم ملی آلمان

صدر نشینی در لیگ برتر و پیروزی در جام حذفی

 

بالاخره شورای استیناف تشکیل شد و به اعتراض تیم سپاهان رسیدگی شد و رای صادره قبلی کمی کاهش یافت.رای صادره توسط شورای استیناف:(در خصوص درخواست استیناف باشگاه سپاهان نسبت به رای شماره 798 مورخ 18 دی ماه 86 کمیته ی انضباطی با توجه به مجموع محتویات پرونده و اوضاع و احوال حاکم بر پرونده از آنجا که ملاحظه می شود کمیته ی انضباطی به این اصل واقف گردیده که تخلف به عمل آمده از ناحیه تماشاگران مستلزم اقدام دقیق بوده و باید توجه بیشتری به این قضیه شود و شورای استیناف باشگاه سپاهان را مستلزم تخفیف می داند و جریمه ی کمیته اضباطی را سنگین می داند.با توجه به همه ی شرایط کسر 5 امتیاز از این تیم را به 3 امتیاز کاهش داده و محرومیت 3 ماهه بدون تماشاگر را به داخل اصفهان و بدون تماشاگر منتقل کرده و مبلغ جریمه ی این تیم را از 20 میلیون به 10 میلیون کاهش داده و در خصوص تجدید نظر به عمل آمده از ناحیه ی وکیل مجروح نسبت به میزان خسارت تعیین شده با توجه به مصوبات پرونده و صدمات وارده و آثار آن با تبدیل مبلغ تعیین شده ی 70 میلیون و پرداخت آن از ناحیه ی سپاهان و رای صادره را تایید می نماید.) پس با این رای تیم سپاهان با 39 امتیاز به صدر جدول آمده و بالاتر از صباباتری با 38 امتیاز و پرسپولیس با 37 امتیاز قرار می گیرد،البته محمدرضا ساکت مدیرعامل باشگاه سپاهان در خصوص تجدیدنظر  کمیته ی استیناف به فیفا شکایت کرده و خواستار تخفیف بیشتری است.

سپاهان در جام حذفی هم به مرحله ی بعد راه یافت.دیروز در ورزشگاه تختی تهران دو تیم فجر سپاسی شیراز با سپاهان بازی داشتند که زرد پوشان اصفهانی با حساب 2 بر 1 این تیم شیرازی را شکست دادند.در این بازی برای سپاهان( عباس محمدی،هادی عقیلی،محسن بنگر،حمید عزیززاده،حسین پاپی،جلال اکبری،حسین کاظمی،عبدالوهاب ابوالهیل،احسان حاج صفی،حجت زادمحمود(محسن حمیدی-90)،سید مهدی سید صالحی)با سرمربیگری ژوران ویرا به میدان رفتند.دو تیم بازی را شروع کرده و امیری بازیکن فجر با پاس اشتباه توپ را در اختیار سیدصالحی قرار داد که او هم تک ضرب توپ را وارد گل کرد(دقیقه 5).گل فجر هم از روی پنالتی در اواخر نیمه ی اول زده شد و دو تیم در نیمه ی اول به تساوی 1 بر 1 رضایت دادند.در نیمه ی دوم حرف های ویرا روی بازیکنان اصفهانی اثر کرد و سپاهان بازی را با حملاتی محکم پی گیری کرد و آنقدر حمله انجام داد تا در دقیقه ی 88 کرنری برای سپاهان بدست آمد و حاج صفی کرنر ضربه ی را زد و عقیلی بلند قامت هم با ضربه ی سر توانست کار را برای شاگردان پیروانی سخت کند.این دیدار با همین نتیجه به پایان رسید و سپاهان به مرحله ی بعد راه یافت.

معرفی باشگاه سپاهان اصفهان

تاريخچه باشگاه


در سال 1332 و به همت زنده ياد محمود حريری اولين سنگ بنای باشگاه با نام شاهين در اصفهان بر زمين نهاده شد .

اين باشگاه که يکی از سرشاخه های اصلی و اوليه باشگاه شاهين تهران در اصفهان بود ، در سال 1346 و با توجه به مسائل و مشکلات به وجود آمده فی مابين باشگاه شاهين و مسئولين وقت سازمان تربيت بدنی و اعلام انحلال آن ، تغيير نام داد تا با نام جديد سپاهان پرچم دار ورزش در ديار نصف جهان باشد .

فعاليتهای فرهنگی ، ورزشی باشگاه تا اواخر سال 1371 ادامه داشت تا اينکه از ابتدای سال 1372 و با توجه به شرايط اقتصادی بوجود آمده و با در نظر گرفتن مصالح باشگاه که در اصل بر حفظ نام سپاهان بود ، امتياز باشگاه به کارخانه سيمان سپاهان واگذار گرديد تا از اين تاريخ باشگاه سپاهان تحت نام و مديريت کارخانه سيمان سپاهان ادامه حيات دهد .

تغيير شرايط اقتصادی کشور و عرضه شدن سهام کارخانه سيمان سپاهان در بورس سهام و عدم تمايل سهامداران جديد اين کارخانه به باشگاه داری سبب گرديد تا پس از يکسری رايزنی و تلاشهای گسترده مسئولين و مقامات ارشد سياسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، صنعتی و ورزشی استان و مساعدتهای در خور تحسين شخص مهندس جهانگيری وزير محترم معادن و فلزات ومهندس اسلاميان مدير عامل مجتمع عظيم فولاد مبارکه ، امتياز باشگاه به فولاد مبارکه واگذار گردد تا فعاليتهای اين باشگاه از تاريخ5/5/1379 بصورت بسيار گسترده با نام باشگاه فرهنگی ورزشی فولاد مبارکه سپاهان ادامه يابد .

معرفی شهر تاریخی اصفهان

 

آشنايي با شهر تاريخی اصفهان

اصفهان ، سرزمين مناره ها و گنبدهای نيلگون ، سرزمين شهد و شکر و خاستگاه افسانه های شيرين از زبان مردمی شيرين زبان و نکته سنج .
اصفهان ، سرزمين هنر و ظرافت. ظرافت در هنر و در بيان.
اصفهان ، سرزمين کهن ، جاری و زاينده در زمان و در کنار زنده رود .
اصفهان از شهرهای بسيار قديمی است و موجوديت تاريخی آن به هزاره سوم قبل از ميلاد می رسد . حسن موقعيت طبيعی و جغرافيايي آن در مرکز فلات وسيع ايران و خاک حاصلخيز و مصون بودن از آفات ارضی وسماوی و وجود زاينده رود در همه دوره های گذشته به آن امکان داده است که از مراکز مهم فعاليتهای اقوام آريايي ساکن اين مرز و بوم باشد .

هميشه آب و هوای آن در خوبی ، ضرب المثل نويسندگان و شعراء بوده  و مردم آن به داشتن هوش و ذکاوت فوق العاده و ابتکار و هنرمندی ، ممتاز بوده اند . سرزمين اصفهان را از دير باز ، هنر پرور و مردم آنرا هنر آفرين معرفی کرده اند . هنوز در اصفهان حفاريهايی به عمل نيامده تا گذشته آن را در ازمنه ماقبل تاريخ و دوره های تاريخی هخامنشی و اشکانی و ساسانی روشن کند . ولی در دوره های اسلامی تاريخ ايران و طی 15 قرن اخير ، پيوسته از شهرهای مهم ايران محسوب می شده و در دوره های آل زيار ، آل بويه و سلاجقه و صفويه پايتخت ايران محسوب می شده و در دوره های آل زيار و سلجوقيان پايتخت امپراطوری گسترده ای بوده که يک مرز آن " رود سيحون " و مرز ديگرش سواحل شرقی دريای مديترانه بوده است و از سال 1006 هجری به بعد که پايتخت شاه عباس اول از قزوين به اصفهان انتقال يافت ، در مدتی قريب به يک قرن و نيم پايتخت سلسله صفويه بوده و شهرت جهانی داشته است و مورخين و باستانشناسان خارجی يک قرن اخير اروپا ، اصفهان را در رديف شهرهای مهم درجه اول تاريخی دنيا مانند پکن ، ونيز ، رم ، فلورانس معرفی کرده اند و از نظر نفاست و اهميت تاريخی – اسلامی آن " ستاره جهان اسلام " لقب گرفته است .

عوامل طبيعی و جوی :

ارتفاع از سطح دريا : 1590 متر

 

 

 

ارتفاعات :

اصفهان بوسيله کوههای مرتفعی محصور شده است .در شمال غربی عظيم ترين کوههای شهرستان به نام " لاسيمان " با قله ای به ارتفاع 2934 متر قرار دارد .

ديگر کوه پنجی ، کوه بيدگان ، کوه صفه و نيز ارتفاعات شاه کوه ، لاشتر و کلاه قاضی و شيدان که در جنوب شرقی اصفهان کشيده شده است .

 

رودخانه ها :

زاينده رود : سرچشمه آن از ارتفاعات زرد کوه بختياری در چهارمحال است و سيلاب آن به باتلاق گاوخونی می ريزد و ديگر رودخانه  مرغاب که از کوههای داران سرچشمه می گيرد .

 

 

 

آب و هوا :

بواسطه وجود باغهای متعدد و رودخانه زاينده رود آب و هوای اصفهان معتدل است .

 

 

 

نقاط ديدنی و آثار تاريخی :

آتشگاه ( بين راه اصفهان و نجف آباد )

پل شهرستان ( سه کيلومتری پل خواجو )
مسجد جمعه عتيق اصفهان

مناره و مسجد برسيان ( 42 کيلومتری شرق اصفهان )

آرامگاه عمو عبدالله ( منارجنبان )

مناره باغ قوشخانه يا طوقچی

مسجد امام

مسجد شيخ لطف الله

نقاره خانه و بازار قيصريه

عالی قاپو

کاخ چهلستون

سی و سه پل

پل خواجو

کاخ هشت بهشت

تالار اشرف

مسجد خان

مسجد ايلچی

مدرسه سلطانی يا چهارباغ و دهها مورد ديگر . 

 

بیوگرافی میروسلاو کلوزه

بیوگرافی میروسلاو کلوزه

نام : میروسلاو . Miroslav .

نام خانوادگی : کلوزه  . Klose .

ملیت : آلمانی

پست : مهاجم

شماره پیراهن : 18 

 وضعیت پا : راست

تاریخ تولد : هشتم ژوئن 1978

مکان تولد : اوپلن ( لهستان )

نشانه : ماه دو پیکر ( جوزا ) ( خرداد ماه ) که سومین صورت فلکی است . Gemini .

قد : m 1/82 

وزن : 81 kg

وضعیت تاهل :   متاهل ( همسر : سیلویا ) دو فرزند ( لوان – نواه )

خاصه : دوستانه – آرام - سردار

اوقات فراغت : تنیس – ماهیگیری 

شعار : همیشه همه چیز بدهید .

وب سایت شخصی : http://www.miroslavklose.de/

باشگاه های قبلی : بلاوباچ دیه دلکوپف (1987 - 1998) – هامبورگ (1998 - 1999) –

                       کایرزسلاترن (1999 - 2004) – وردربرمن (2004 - 2007) .

تاریخ پیوستن به بایرن مونیخ : اول جولای 2007

تاریخ اتمام قرارداد : 30 ژوئن 2011

افتخارات با بایرن مونیخ : قهرمان جام اتحادیه آلمان 2004 و 2007

افتخارات شخصی : بهترین گلزن بوندسلیگا 2006

                         بهترین بازیکن سال فوتبال آلمان 2006

                         کفش طلای جام جهانی 2006 به عنوان بهترین گلزن

                         کفش نقره ای و دومین گلزن جام جهانی 2002 کره و ژاپن

 

افتخارات دیگر : مقام دوم جام جهانی 2002 کره و ژاپن همراه تیم ملی آلمان

                      مقام سوم جام جهانی 2006 آلمان همراه تیم ملی آلمان

 

معرفی باشگاه سپاهان اصفهان

در سال 1332 و به همت زنده ياد محمود حريری اولين سنگ بنای باشگاه با نام شاهين در اصفهان بر زمين نهاده شد .

اين باشگاه که يکی از سرشاخه های اصلی و اوليه باشگاه شاهين تهران در اصفهان بود ، در سال 1346 و با توجه به مسائل و مشکلات به وجود آمده فی مابين باشگاه شاهين و مسئولين وقت سازمان تربيت بدنی و اعلام انحلال آن ، تغيير نام داد تا با نام جديد سپاهان پرچم دار ورزش در ديار نصف جهان باشد .

فعاليتهای فرهنگی ، ورزشی باشگاه تا اواخر سال 1371 ادامه داشت تا اينکه از ابتدای سال 1372 و با توجه به شرايط اقتصادی بوجود آمده و با در نظر گرفتن مصالح باشگاه که در اصل بر حفظ نام سپاهان بود ، امتياز باشگاه به کارخانه سيمان سپاهان واگذار گرديد تا از اين تاريخ باشگاه سپاهان تحت نام و مديريت کارخانه سيمان سپاهان ادامه حيات دهد .

تغيير شرايط اقتصادی کشور و عرضه شدن سهام کارخانه سيمان سپاهان در بورس سهام و عدم تمايل سهامداران جديد اين کارخانه به باشگاه داری سبب گرديد تا پس از يکسری رايزنی و تلاشهای گسترده مسئولين و مقامات ارشد سياسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، صنعتی و ورزشی استان و مساعدتهای در خور تحسين شخص مهندس جهانگيری وزير محترم معادن و فلزات ومهندس اسلاميان مدير عامل مجتمع عظيم فولاد مبارکه ، امتياز باشگاه به فولاد مبارکه واگذار گردد تا فعاليتهای اين باشگاه از تاريخ5/5/1379 بصورت بسيار گسترده با نام باشگاه فرهنگی ورزشی فولاد مبارکه سپاهان ادامه يابد .

معرفی شهر مونیخ آلمان

مونیخ (به آلمانی: München، تلفظ: مونشن) نام شهری است در آلمان. مونیخ مرکز ایالت بایرن آلمان است. این شهر با جمعیت ۱٫۲۶۱ میلیون نفر پس از برلین و هامبورگ سومین شهر بزرگ آلمان به شمار می‌رود. مونیخ بر کرانه رود ایسار قرار گرفته‌است.

شعار این شهر عبارت است از: «شهری جهانی صاحب یک قلب» (منظور از صاحب قلب بودن در این شعار دارا بودن منشی مهربان و همنوع دوستانه‌است).

شهر مونیخ در سال ۱۹۷۲ میلادی، میزبان بازی‌های المپیک تابستانی مونیخ بود.

اطلاعات بیشتر

معرفی تیم بایرن مونیخ

بایرن مونیخ مظهر فوتبال آلمان
 
▪ باشگاه: بایرن مونیخ F.C.bayern - مقلب به اف سی هالیود و قرمزهای باواریا
▪ رییس باشگاه: فرانس بكن باوئر
▪ استادیوم: آلیانز آرنا
▪ سال تأسیس
۱۹۰۰: میلادی
▪ سایت رسمی باشگاه:
www.fcbayern.de
▪ پیراهن: قرمز
▪ سرمربی: اوتمار هیتزفلد

فوتبال باشگاهها را در جهان از آن اروپایی ها می دانند و فوتبال جهانی رااز آن آمریكای جنوبی، اما اروپایی ها در این عرصه نیز مدعی اند.
  
آرژانتین در باشگاههای جهان نیز همیشه یكسوی قهرمانی بوده است. دانشجویان لاپلاتا در اوج آژاكس در اروپا با نمایشی از خشونت و فوتبال اصیل قاره خود با آنها مقابله كردند. اما رفته رفته زمانی كه پول نقش بیشتری در فوتبال پیدا كرد، بازیكنان برزیل و آرژانتین و حتی اروگوئه بسوی اروپا سرازیر شدند و باشگاههای آمریكای جنوبی افول كردند. در اروپا هر یك از باشگاهها دوران اقتدار نه چندان پایداری داشته اند. اگر مبدأ را بطور رسمی و قانونی میانه های دهه پنجاه میلادی قرار دهیم، رئال مادرید از اسپانیا شش سال اول آنرا در ید قدرت خود گرفت و با ستاره های خارجی خود قهرمان پی درپی اروپا شد. در آن سالها هنوز بارسلونا از نظر اقتصادی جان نگرفته بود و حریفی چون امروز برای رئال به حساب نمی آمد.
از دهه شصت، ایتالیا كه پایه های فوتبال را روی تیم ملی خود بنا نهاده بود، ظهور كرد. اتفاقاً هر دو تیم مدعی از میلان و سانسیرو آمدند. یكی با نام اینتر و دیگر آ.ث. میلان كه امروز میلان نامیده می شود. بحث امروز و این شماره رابه تیم و باشگاههای بزرگ اختصاص داده ایم و از بایرن مونیخ آغاز می كنیم؛ غول خفته ای كه بر سیستم های فوتبال اروپا و جهان تأثیر فوق العاده گذاشت و شیوه تازه ای از فوتبال را با نام شناور به نمایش گذاشت. اینتر میلان از این سیستم استقبال كرد و با گماردن دو مدافع برای شركت در حمله و كم كردن فاصله هافبكها با دفاع نوعی برنامه ریزی در فوتبال را باب كرد كه اصطلاحاً سخت ترین نوع فوتبال تا آن زمان بود. بایرن مونیخ در دهه هفتاد با اسكلت بایرن مونیخ، جام جهانی را نیز فتح كرد و از آن زمان ستاره های محوری فوتبال نبض تیمهای بزرگ را در دست گرفتند. كرایف در آژاكس، بكن باوئر در بایرن مونیخ، ریورا در میلان و ریوا در اینتر...
شهر زیبای مونیخ، كه مهد فوتبال آلمان به شمار می رود پس از برگزاری المپیك
۱۹۷۲ بسیار مشهور تر شد و با معرفی بازیكنان افسانه ای بزرگ به جهان فوتبال بیشتر بر سر زبانها افتاد. این شهر سه تیم بزرگ و رقیب دارد یعنی بایرن مونیخ و مونیخ ۱۸۶۰كه همیشه در جدال ربودن گوی سبقت از یكدیگرند، اما در این میان بایرن سهم بیشتری نسبت به دو تیم دیگر داشته تا جایی كه آنها را كاملاً از صحنه رقابت محو كرده است. باشگاه بایرن مونیخ آلمان در فوریه ۱۹۰۰ میلادی توسط «فرانتس جان» در یك رستوران به نام «گسیلا» واقع در شهر مونیخ تأسیس شد. این تیم از افرادی كه از تیم ام. تی. وی ۱۸۷۹ جدا شده بودند تشكیل شد و در ابتدا نام شوابینگر (محله ای كه رستوران در آن قرار داشت) را برای این تیم انتخاب كردند اما بعدها تغییر نام داد و تا سال ۱۹۳۲ منتظر ماند تا به نخستین قهرمانی اش در آلمان دست پیدا كند. موفقیت بندی آنها مربوط به سال ۱۹۵۷ می شود كه بیست و پنج سال با نخستین دستاورد آنها فاصله داشت. پس از آن آنها باز هم صبر كردند تا ستارگانی جوان و نوظهور از سال ۱۹۶۴ در این تیم حضور پیدا كردند، ولی هیچ كس گمان نمی كرد كه با شروعی چنین دیرهنگام بایرن به پرافتخارترین تیم آلمان و نیز به یكی از قدرتهای فوتبال اروپا بدل شود. با حضور بازیكنانی افسانه ای مانند فرانتس بكن باوئر، زپ مایر، اولی هوینس و گرد مولر این تیم تنها دو سال طول كشید تا به جام دیگری دست یابد و پس از آن با ادامه درخشش در فوتبال آلمان و اروپا جامهای زیادی را فتح كرد.

تاریخچه باشگاه



داستان از سال
۱۹۰۰ میلادی و با فرانتس جان شروع شد؛ یكی برلینی و هجده تن دیگر كه نخستین بازیكنان تاریخ باشگاه به حساب می آیند. در سال ۱۹۰۷ بود كه شیرازه یك تیم واقعی شكل گرفت زمانی كه قرمزهای بایرن به زمین اختصاصی خود در مونیخ و در خیابان لئوپولدگام نهادند. تیم رقیب محلی یعنی اف ث واكر در روز افتتاحیه با باخت هشت بر یك بدرقه شد و حساب كار دستش آمد. بایرن در سطح شهر مونیخ به یك تیم پرطرفدار تبدیل شد و اوج موفقیت آنها به سال ۱۹۱۰ برمی گردد، آنها در آن سال قهرمان منطقه شرق آلمان شدند. در سال پس از آن نیز بایرنی ها از عنوان خود بدون تحمل حتی یك شكست دفاع كردند. پس از آن یكی از بازیكنان به تیم ملی دعوت شد و این نشان پیشرفت خوب تیم بود. ماكس گابلونسكی نخستین بازیكنی بود كه پیراهن تیم ملی را بر تن كرد و در شانزدهم فوریه ۱۹۱۶ برابر بلژیك به میدان رفت. پس از آن همه چیز به سرعت پیش رفت و در سال ۱۹۲۰ بایرن با بیش از هفتصد عضو تبدیل به بزرگترین باشگاه مونیخ شد، یعنی دقیقا همان چیزی كه امروز هست. در سال ۱۹۲۶ تیم قهرمان منطقه جنوب آلمان شد و در سال ۱۹۳۲ نخستین قهرمانی اش در آلمان را جشن گرفت.

دوران بازسازی و احیاء ۱۹۶۷- ۱۹۴۶



پس از دوران تأسف انگیز و فاجعه بار جنگ جهانی دوم، فوتبال نیز نیاز به دورانی برای بازسازی داشت. تنها نه سال طول كشید تا با قهرمانی آلمانها در جام جهانی
۱۹۵۴ سوئیس آنهم به صورتی معجزه آسا شادی دوباره سراسر آلمان را فرا بگیرد و امید به رگهای مردم این كشور باز گردد. تیم زپ هربرگر برای نخستین بار آلمان را فاتح جام جهانی كرد. آنها در دیدار نهایی موفق شدند تیم قدرتمند مجارستان را در حالیكه دو بر صفر پیش بود، سه بر دو شكست دهند. این موفقیت تنها برای یك آلمانی زیاد خوشایند نبود و آنهم ژاكوب استرتیل بود كه باید نظاره گر بازی فرتیزوالتر می شد و نمی توانست به عنوان یار اصلی وارد میدان شود. در آن زمان او كاپیتان تیم فوتبال بایرن مونیخ آلمان بود. اما بعدها مشخص شد كه این یك استثناء بود كه تیم ملی آلمان بدون بازیكنان بایرن به موفقیت دست پیدا كند. لیگ های منطقه ای آلمان تا سال ۱۹۶۳ بیشتر ادامه نیافت و در همین سال بود كه بوندس لیگا، لیگ جدید آلمان شكل گرفت، اما بایرن اجازه حضور در نخستین دوره این لیگ را پیدا نكرد. نخستین مربی بایرن در شروع دوران طلائی اش كسی نبود جز تشیك كایكوفسكی. بایرن از سال ۱۹۶۴ وارد دوران تازه ای شد كه همواره با نام یك نفر عجین است، فرانتس بكن باوئر. البته بازیكنان بزرگ دیگری مثل گرهارد مولر، زپ مایرو اولی هوینس نیز در این مهم او را یاری دادند ولی هسته مركزی تفكر و راهبردی آنها خود او بود.

سالهای طلائی ۱۹۷۶ _ ۱۹۶۸



در سال
۱۹۶۸ مربیگری تیم به برانكوزپك واگذار شد. بایرن یكسال بعد موفق به كسب هر دو جام معتبر آلمان شد آنهم با اقتدار. آنها با اختلاف هشت امتیاز نسبت به آلمانیا آخن به مقام قهرمانی بوندس لیگا رسیدند و در دیدار نهایی جام حذفی نیز شالكه را شكست دادند. اما در سالهای ۱۹۷۱ و ۱۹۷۰ رقیب همشهری رقابتی شانه به شانه را با آنها آغاز كرد و سرانجام مونشن گلادباخ بود كه دو سال پیاپی فاتح بوندس لیگا شد. در سال ۱۹۷۲ بایرن باز هم جام را پس گرفت و این بار با مربی جدید یعنی اودولاتك در ورزشگاه تازه تأسیس المپیك مونیخ بازی هایش را انجام می داد. این تنها موفقیت تیم نبود. گردمولر سانتر فوروارد بایرن و تیم ملی آلمان با بدست آوردن ركورد اعجاب انگیز چهل گل به عنوان آقای گلی بوندس لیگا دست یافت.



 


در این سال بایرن ركورد دیگری نیز بدست آورد یعنی با سیزده امتیازاختلاف قهرمان بوندس لیگا شد و واضح بود كه با این اقتدار فاتح جام اتحادیه آلمان نیز خواهد شد. كلن دیگر قربانی بایرن بود كه در وقت اضافه با نتیجه دو بر یك در این جام مغلوب باواریایی ها شد. اودولاتك دو قهرمانی دیگر در بوندس لیگا را نیز به افتخارات بایرن افزود و پس از آن مهمترین افتخار بایرن تا آن زمان را كسب كرد. قهرمانی جام باشگاههای اروپا. در آن بازی مونیخی ها تا آخرین دقیقه وقت اضافه یك بر صفر از اتلتیكو مادرید عقب بودند اما شوارتزن بك بازی را در آخرین لحظات به تساوی كشاند تا بنا به قوانین آن زمان بازی تكرار شود. در بازی تكراری یاران بكن باوئر با گل های گردمولر و اولی هوینس (هر كدام دو گل) به پیروزی رسیدند و برای نخستین بار فاتح جام باشگاههای اروپا شدند.

 

در همین سال آلمان با غلبه بر هلند و یوهان كرویف در ورزشگاه المپیك مونیخ برای دومین بار فاتح جام جهانی شد. تیم ملی آلمان با حضور چند بازیكن مونیخی از جمله فرانتس بكن باوئر، شوارتزن بك، گردمولر، پل برایتنر و اولی هوینس و با گل هایی كه دو تن از آنان یعنی برایتنر كه از روی ضربه پنالتی بدست آمد و گل فراموش نشدنی گردمولر به این مهم دست یافت.
سال بعد یعنی
۱۹۷۵ باواریایی ها باز هم فاتح باشگاههای اروپا شدند. آنها در دیدار فینال دو بر صفر لیدز را مغلوب كردند، اما كار به همین جا ختم نشد. بایرنی ها برای سومین سال پیاپی باز هم فاتح جام باشگاههای اروپا شدند و این بار با شكست یك بر صفر سنت اتی ین در شهر گلاسگوی اسكاتلند. آنها در همین سال برای نخستین بار با شكست بلو هوریزنته فاتح جام بین قاره ای شدند. اما اینها آخرین فتوحات بایرن در قرن گذشته نبودند.

تغییرات و شروعی تازه ۱۹۹۰-۱۹۷۷

سال
۱۹۷۷ شروع دوران تغییر و تحول و بدون جام بود. فرانتس بكن باوئر، موقتاً از باشگاه خداحافظی كرد و راهی كاسموس نیویورك شد كه در لیگ آمریكا بازی می كرد. به همراه او گرد مولر نیز راهی آمریكا شد تا در فورت لاودردال بازی كند. در سال ۱۹۷۹ اولی هوینس تنها با بیست و هفت سال سن در پی یك مصدومیت شدید به عنوان مدیر فنی مشغول به كار شد. او جانشین روبرت شاون شد كه مشاور بكن باوئر بود. پال سرانی جای جیولالوران شد و رئیس باشگاه، نودكر نیز به خاطر عدم استقبال از ماكس مركل مربی لیون برای جانشینی لوران، این باشگاه را ترك كرد. رئیس جدید باشگاه ویلی اوهافمن نام داشت، اما دوران بهتری در راه بود. در سال ۱۹۸۰زوج برایتنر و رومینگه كه به براتینیگه مشهور شده بودند پس از شش سال قهرمانی را به بایرن بازگرداندند و این تیم فاتح بوندس لیگا شد.

 
 
سال بعد باز هم بایرن این عنوان را تكرار كرد و جالب این كه در هر دو سال، هامبورگ، اشتوتگارت و كایزرسلاترن دوم، سوم و چهارم شدند. سال
۱۹۸۲ بایرن فاتح آن بازی معروف در جام حذفی شد. در فینال جام حذفی آنها در حالی دو بر صفر عقب بودند، چهار بر دو پیروز شدند و اتفاق جالب این بود كه دیتر هوینس با سرشكسته تا پایان بازی ادامه داد و حتی موفق شد یكی از گل ها را به ثمر برساند. باواریایی ها در این سال حتی به فینال جام باشگاههای اروپا رسیدند ولی در نهایت شایستگی یك بر صفر مغلوب استون ویلا شدند.



در جام جهانی
۱۹۸۲ اسپانیا، آلمان به دیدار نهایی راه یافت اما در نهایت سه بر یك مغلوب ایتالیا شد. در آن دیدار پل برایتنر تنها گل ژرمن ها را به ثمر رساند تا تنها بازیكن تاریخ آلمان باشد كه در دو دیدار موفق شده گلی به ثمر برساند.

پیش به سوی هزاره جدید ۱۹۹۹-۱۹۹۱

با رفتن یوپ هینكس در فصل
۹۲-،۱۹۹۱ سورن لربی جای او را گرفت، اما این برای بایرن فایده ای نداشت و او نیز بایرن را ترك كرد تا اریش ریبك جای او را بگیرد. فرانتس بكن باوئر و كارل هاینزرومینیگه ابراز تمایل كردند تا به تیم كمك كنند. در فصل ۹۴-۱۹۹۳ قیصر پا به عرصه گذاشت و خود به جای ریبك، مربیگری تیم را بر عهده گرفت تا بایرن را به قهرمانی بوندس لیگا برساند. پس از آن دوران تراپ فرا رسید و با وجود این كه او محبوب هواداران و رسانه ها بود، نتوانست موفقیتی كه پیش بینی می شد را برای بایرن به ارمغان آورد.



تیم در فصل
۹۵-۱۹۹۴ در جای ششم ایستاد و در نیمه نهایی جام قهرمانان مغلوب آژاكس شد. تراپ اخراج شد و اتوره هاگل جای او را گرفت و ستارگانی چون یورگن كلینزمن، آندریاس هرتزوگ و سیریاكو اسفورتزا را به تیم آورد، اما او نیز در میانه فصل مجبور به ترك باشگاه شد و باز هم فرانتس زمام امور را به دست گرفت. آنها به دیدار نیمه نهایی جام یوفا كه هرگز آن را فتح نكرده بودند رسیدند و زمانی كه در المپیك مونیخ دو بر دو با بارسلون مساوی كردند همه فكر كردند كه دوران قیصر و بایرن به سر رسیده و كار این تیم تمام است اما این طور نشد. در شانزدهم آوریل ۱۹۹۶ بایرن با دو گل دیرهنگام ماركوس بابل و ویتزك در نیوكمپ موفق به شكست بارسلون شد و به دیدار نهایی راه یافت. هواداران مونیخ هنوز هم راجع به آن روز صحبت می كنند و از آن با لذت یاد می كنند.



در بازی نهایی جام یوفا بایرن در مجموع بازی های رفت و برگشت، پنج بر یك بوردوی فرانسه را كه ستارگانی چون زیدان و لیزارازو را در اختیار داشت، شكست داد و برای نخستین بار فاتح این جام شد كه جز معدود تیم هایی باشد كه هر سه جام معتبر اروپایی را فتح كرده و جالب این كه چند سال بعد این جام با جام برندگان جام اروپا ادغام شد و وجود خارجی نداشت. در سال
۱۹۹۷ تراپ باز هم به بایرن ملحق شد و در طول دو سالی كه در آنجا بود یك قهرمانی بوندس لیگا و یك جام حذفی برای بایرن به ارمغان آورد. پس از او مربی موفق دورتموند، اوتمار هیتزفلد به تیم آمد و به ركورد جاودانه پانزده برد پیاپی در بوندس لیگا دست یافت. بایرن به همراه هیتزفلد تا فتح جام قهرمانان پیش رفت ولی در دیدار نهایی با دو گل لحظات پایانی شرینگهام و سولشیائر دو بر یك مغلوب منچستر خوش شانس شد و نتوانست این جام را پس از بیست و سه سال بار دیگر فتح كنند.

سالهای هیجان، شور و افتخار ۲۰۰۳-۲۰۰۰



در فصل
۲۰۰۱-۲۰۰۰ بایرن انتقام خود را از رئال و منچستر گرفت و در دیدارهای یك چهارم و نهایی با اقتدار آنها را شكست داد و در نهایت با شكست والنسیا در میلان پس از بیست و پنج سال با شایستگی فاتح لیگ قهرمانان شد. ابتدای این دوره سال خداحافظی لوتارماتیوس از بایرن بود كه در دقیقه نود بازی برابر رئال مادرید در حالی كه بایرن چهار بر یك پیش بود از مونیخ خداحافظی كرد.



اوتمار هیتزفلد به عنوان یكی از پرافتخارترین مربیان باشگاه به شمار می رود زیرا او موفق شد چهار عنوان قهرمانی بوندس لیگا، سه مقام قهرمانی جام حذفی آلمان و یك لیگ قهرمانان را فتح كند.



شكارچیان عصر تازه بایرن مونیخ

ایرن مونیخ امیدوار است پیوستن لوكار تونی ایتالیایی و فرانك ریبه ری فرانسوی به این باشگاه موجب اوجگیری مجدد این تیم معروف فوتبال آلمان شود و خود این مهاجمان معروف نیز مدعی اند كه تنها برای چنین امری به باواریا آمده اند و این كار را امكان پذیر خواهند كرد و در فصلی كه بایرن بدون سالی حمیدزیچ، علی كریمی و پیزارو تجربه خواهد كرد، به شكار جام ها خواهند پرداخت.ریبه ری ۲۵ ساله كه در ۳ سال اخیر در باشگاه المپیك مارسی فرانسه بازی های خوبی را انجام داده و با درخشش در جام جهانی سال پیش به یك پدیده بدل شده بود، در ازای ۲۵ میلیون یورو به آلیانز اره نا آمده است تا به گران ترین بازیكن و كلان ترین خرید در تاریخ حیات باشگاه بایرن تبدیل شود. لوكاتونی ۳۱ ساله هم كه با جدایی از فیورنتینا به سمت آلمان پر كشیده، روی دست بایرنی ها حدود ۱۱ میلیون یورو خرج گذاشته است. تصویر فعلی موجود در آلمان بر این پایه استوار است كه آمدن این دو بازیكن گلزن و فنی می تواند كارایی و طراوتی را برای بایرن به ارمغان بیاورد كه در بیشتر زمان ها در فصل گذشته فاقد آن بود و به همین خاطر نیز امكان فتح هر جامی را از دست داد.



كارشناسان معتقدند از زمانی كه میشائیل بالاك به چلسی كوچ كرد، عوامل قدرت و فرماندهی ( و تا حدی هم خلاقیت) در مركز خط میانی بایرنی ها كاهش یافت و لی حالا كه ریبه ری به مونیخ می آید، شاید قسمتی از این نقیصه جبران شود. بایرنی ها باید نگران جدا شدن اوون هارگریوز انگلیسی هم از جمع نفرات خود باشند، زیرا او نیز در ازای
۱۷ میلیون پوند به منچستر یونایتد كوچ كرده است، اما اگر به حرف های خود ریبه ری رجوع كنیم او جز امیدواری و دستاوردهای مثبت چیزی را در افق پیش رو برای مونیخ ها نمی بیند. او كه قرار دادی ۴ ساله با بایرنی ها بسته است. می گوید:«بایرن یك باشگاه آرزومند و قوی و صاحب نظام تشكیلاتی قدرتمندی است و برای استخدام من كارهای زیادی را صورت داد و در نتیجه جا داشت كه من هم با آنان همسو شوم. در یك سال اخیر من در مسابقه های مهمی حضور یافته ام كه فینال جام جهانی ۲۰۰۶ و دیدار پایانی جام حذفی فرانسه نمونه های روشن آن بوده اند. در هر دو فینال ما بازنده شدیم. اما من بدبین نیستم و به مونیخ آمده ام تا صاحب افتخارات و جام هایی بزرگ بشوم و فكر می كنم كه به این خواست و هدف خود نیز خواهم رسید. این پایه و لازمه كارنامه هر ورزشكار معروفی است و اگر می خواهید اوج بگیرید، باید چنین باشید.»

فقط در جام یوفا



از آن جا كه بایرن در فصل گذشته لیگ آلمان تنها به رتبه چهارم رسید، برای نخستین بار در
۱۰ سال اخیر در جام قهرمانان باشگاه های اروپا شركت نمی كند و به جام یوفا ارجاع شده است. با این اوصاف ادعاهای ریبه ری در این باره كه با نه گفتن به رئال مادرید (صاحب مجوز حضور در جام قهرمانان) به باواریا آمده است، بیشتر اسباب تعجب می شود.«بله، رئال خواهان من شد و این مسأله مرا بسیار به فكر انداخت و قیاس شرایط متفاوت ۲ باشگاه را موجه تر جلوه داد اما نام بزرگ بایرن سرانجام كار خودش را كرد و اجازه نداد كه به آنها نه بگویم. درست است كه فصل پیش برای آنها با دشواری زیادی سپری شد. اما چنین تیم هایی همیشه بازمی گردند و جبران مافات می كنند، با این كه بایرن در بیشتر اوقات قهرمان بوندس لیگا شده و این بار هم كوششی بزرگ را در دستور كارش قرار داده است تا دوباره اوج بگیرد و جذب چندین و چند نفر جدید در این ارتباط، نمونه و سند روشنی در این باره است.»لوكاتونی بلندقد و قوی هیكل نیز كه در فصل ۲۰۰۶-۲۰۰۵ در ۳۱ نوبت برای فیورنتینا گلزنی كرد تا نه تنها عنوان آقای گلی كالچو، بلكه كفش طلای اروپا را به دست بیاورد. مثل ریبه ری از امكانات و مقام ها و جام های تازه ای سخن می گوید كه احتمال دارد در فصل جدید به بایرن روی كند. «اگر من به مونیخ آمده ام، با همان باور و طرز تلقی است كه ریبه ری دارد. من هم مثل او معتقدم كه احیای این باشگاه كاملاً میسر است و مدیران بایرن تأكید كرده اند كه در این ارتباط چه چیزهایی را ازمن می طلبند. ما باید بیشترین تلاش خود را به كار گیریم تا این تیم مجدد صاحب جام های باارزش شود و عصر تازه و روشنی برای تیم شكل گیرد. خود من نیز از این كه در یك باشگاه تازه و محیط نو به میدان آیم و بخت آزمایی كنم، استقبال می كردم و باواریا چنین جایی برای من است.بایرن هنوز هم باشگاهی بزرگ و لبریز از امكانات و موقعیت های جدید است و باید از آن سود جست. وقتی با سران بایرن صحبت كردم، دیدم برنامه هایشان برای آینده دقیق و مفصل است و همین مسأله امیدها و عزم قوی تری را در من به وجود آورد. برخی خرده می گیرند كه الحاق به تیمی كه به لیگ قهرمانان اروپا راه نیافته، یك اشتباه استراتژیك است. اما فكر می كنم كه بایرن در پایان فصل بعدی به آن لیگ نیز از نو راه خواهدیافت. تازه، ما اگر در بوندس لیگا و جام یوفا هم بدرخشیم، به خودی خود یك توفیق بزرگ برای ما در فصل آینده خواهدبود و این چیزی است كه هدف گرفته‌ایم.»
ریبه ری می گوید هموطنش ویلی سانیول كه پیستون راست بایرن است، سهم مهمی در الحاق او به این تیم داشته است. «من با سانیول درباره این انتقال و پذیرش یا رد پیشنهاد بایرنی ها بسیار مذاكره كردم و او مرا تشویق به این كار كرد. حتی یادم می آید كه در ایام برگزاری جام جهانی
۲۰۰۶ درخاك آلمان در این باره بسیار صحبت كردیم و او همیشه نكاتی مثبت را در این باره به من می گفت. درنهایت مرا متقاعد كرد كه تصمیم آمدن به مونیخ یك اقدام صحیح از جانب من خواهدبود. بایرن باشگاه بزرگی است و فكر نمی كنم كه حضورم در یك تیم خارجی به شانس ها و جایگاه من در تیم ملی فرانسه لطمه ای واردكند، زیرا در اردوی ملی ریموند دومنك (سرمربی تیم) و دیگران هوای مرا دارند بنابراین همه توجه من از این پس به بوندس لیگا و فصل آتی آن معطوف خواهدبود. آن جا كه مسائل و نبردهایی جذاب انتظار مرا خواهدكشید.»