مصاحبه با لوکا تونی یکی از خرید های طلایی بایرن

 

 

دیدن عکس بزرگ

 

س: در تیم دوسبورگ مهاجمی است که می گوید.این فصل او تنها تونی لیگ خواهد شد.آیا تا به حال نام آیلتون را شنیده اید؟

ج: منظورتان مهاجم وسطی است که کمی هم چاق است.

 

س:بله، آیلتون

ج:فکر می کنم در تلوزیون ایتالیا او را چند بار دیده ام.زمانی که گل های منتخب بوندس لیگا را تماشا می کردم با او آشنا شدم.اما اگر اسم او آیلتون است،پس قاعدتا من تنها تونی لیگ هستم.

 

س:منظور آیلتون این فصل آقای گل خواهد شد نه لوکا تونی.فکر می کنید این مهاجم برزیلی چد گل باید بزند تا شما را کنار بزند؟

ج:تا امروز درباره ی اینکه من چند گل می زنم،به هیچ وجه فکر نکردم.چون اصولا اعتقادی به پیش بینی ندارم.این سوال را می توانید یک بار دیگر از من در ماه ژوئن(تیر) 2008 از من بپرسید و آن وقت به شما دقیقا جواب می دهم.

 

س:چه چیزی در بوندس لیگا توجه شما را جلب کرد؟

ج:شاید فقط به خاطر بایرن مونیخ به اینجا امدمف چون تیم قدرتمندی ایست و برای قهرمانی در داخل و خارج از کشور برنامه های زیادی دارد.دوست دارم که در برنامه نقشی مهم یا بهتر بگم نقش اول را ایفا کنم.امیدوارم با گل هایم کمک زیادی به ایم تیم کنم.

 

س:فکر می کنید چه اتفاقی ممکن است روی بدهد تا بایرن مونیخ در این فصل قهرمان شود؟

ج:روی کاغذ ممکن است تیم فوق العاده ای باشیم اما مهم اینجاست که تیم داخل زمین منسجم و هماهنگ باشد و روحیه ی بردن در تک تک بازیکنان ایجاد شود که خوشبختانه چیزی که تا امروز مشاهده کرده ام چیزی جز این نبوده است.

 

س:از شما به محض ورود به بایرن به عنوان یک ستاره نام برده شد و تمام نگاه ها روی شما زوم شده.این برای شما خوب نیست؟

ج:من به بایرن آمدم که گل بزنم.زمانی که در پالرمو و فیورنتینا بودم به خاطر گل هایی که به ثمر رساندم میان هواداران محبوب شدم و دلم می خواهد در بایرن هم همین اتفاق رخ دهد.دوست دارم همه مرا به خاطر گل هایم دوست داشته باشند.

 

س:به ستاره بودن عادت دارید؟

ج:شاید کمی احمقانه باشد اما درایتالیا با این موضوع به راحتی کنار امدم.اصولا اتفاقات مهم در زندگی من دیر رخ می دهد.23 ساله بودم که تازه وارد سری A شدم اما خوشحالم که همه ی افتخاراتم را به تنهایی به دست آوردم.به هیچ وجه فراموش نمی کنم که از کجا آمده ام،طبیعت من طوری است که با اتفاقات بزرگ در زندگی ام به راحتی و با اعتماد به نفس کنار می آیم.

 

س:حضور در کنار میروسلاو کلوزه را چگونه ارزیابی تماس می کنید؟

ج:فعلا که اکثر اوقات با هم هستیم و حتی چند شب پیش با هم شام خوردیم تا بیشتر با خصوصیات هم آشنا شویم.

 

س:چگونه با هم شام می خورید وقتی به دو زبان مختلف صحبت می کنید؟

ج:به هر حال با دست و پا این مشکل را حل می کنیم(با خنده) میرو به خوبی انگلیسی صحبت می کند،من هم کمی بلدم.اما خوشبختانه تیم ما مثل یک خانواده است و با اینکه ممکن است میان بازیکنان یک کلمه هم رد و بدل نشود،اما این احساس وجود دارد که همه از هم خوششان می آید.

 

س:ظاهرا قرار بود به کلاس زبان آلمانی هم بروید اوضاع چه طور است؟

ج:فعلا تمرین می کنم هم صبح و هم بعد از ظهر تا عقب ماندگی ام را جبران کنم. چون می خواهم تا شروع فصل به مرز آمادگی کامل برسم. به همین دلیل شب ها وقتی به خانه می روم دیگر حوصله ی خواندن زبان آلمانی را ندارم.اما مطمئن باشید به محض اینکه سرم خلوت شود یادگیری زبان را شروع می کنم.

 

س:از نظر شما فوتبال ایتالیا با آلمان چه تفاوتی دارد؟

ج:راستش چیزی که برای منه جالب بود این است که در آلمان تمرینات در حضور خاوانده های بازیکنان و هواداران انجام می شود که نکته ی خیلی مثبتی است و فکر می کنم در ایتالیا هم لازم است که از همین روش استفاده شود. چون ما در آنجا پشت درهای بسته تمرین می کنیم. همچنین در المان می توانی در خیابان ها، فوروشگاه ها و محافل عمومی حضور پیدا کنی و با وجود اینکه همه تو را می شناسند ولی در ایتالیا چنین نیست و به محض خروج از خانه مردم یک لحظه هم رهایت نمی کنند.